به موضوعات آواشناسي شد. يكي از آثار گمشدهاش كتاب الارتضاء في (فرق بين) ضاد و ظا نام دارد. او كتابي در چهار مجلد دربارهٴ زبان عربي نوشت، بهنام التذكرة العربيه و آثار متعدد ديگري كه تنها چهارتاشان باقي است: ارتشاف الضرب من لسان العرب؛ لمحه في النحو؛1 نُكَـتَ الحسان في شرح غاية الاحسان، تأليف در سال 1290؛2 و التَخييل المُلَخّـص من شرح التسهيل.3 اين كتاب اخير شرحي است بر تسهيل الفوايد و تكميل المقاصد تأليف ابن مالك، نحوي بزرگ اندلسي.4 كتابهاي گمشده مربوط است به معاني و بيان، نحو سيبويه (هشتم ـ 2)، نحويان اسپانيا، شعبات زبانشناسي عربي و غيره. بايد مطالعاتش در كلمات
قرآن و معاني و ويژگيهاي آن را هم به اين تحقيقات افزود.
خلاقترين جنبهٴ ذهن ابوحيان علاقهاش به زبانهاي ديگر است. احتمالاً بهدليل تماسهاي مكرر او در اسپانيا و آفريقا، بهويژه در فضاي بينالمللي قاهره، با مردمي كه بيشاز عربي به ساير زبانها سخن ميگفتند، يا عربي آنها با ساير زبانها مخلوط شده بود. او معلومات خوبي دربارهٴ زبان فارسي، تركي و حتي حبشي داشت.
او يك يا دو كتاب به حبشي نوشت (گم شده است)، كه يكي از آنها نورالغبش في لسان الحبش نام دارد.
كتاب ديگري داشته (كه آنهم گم شده) راجع به زبان فارسي. ولي مخصوصاً به زبان تركي توجه داشت، شايد به اين دليل كه در زمان او جامعهٴ بزرگي از تركان در قاهره ميزيستند، كه غالباً از آسياي ميانه مهاجرت كرده بودند. ازاين رو بالغ بر چهار كتاب را به مسائل تركان اختصاص داد، كه بهترتيب عبارت است از
افعال تركي، زبان تركي بهطور كلي؛ نحو تركي؛ و زندگي تركان، كه همه گم شدهاند.
تنها كتاب تركي موجود، از كارهاي برجستهٴ ابوحيان است. اين كتاب به عربي نوشت شده و كتاب الادراك للسان الاتراك نام دارد. تأليف اين كتاب در 18 ژانويهٴ 1313م/ 19 رمضان 712 ه .ق پايان يافته است و قديمترين رسالهٴ دستور زبان تركي است كه بهدست ما رسيده.
درست است كه دو بخش كوتاه راجع به دستور زبان در واژهنامهٴ مجهولالموٴلف تركيـ عربي ـ فارسي ـ مغولي وجود دارد كه در سال 1245 ـ 1246 م احتمالاً در مصر تأليف شده است (توضيح واژههاي تركي به عربي است و توضيح واژههاي مغولي به فارسي). بخش تركيـ عربي در چهار باب است: 1) 24 فهرست از واژهها بهترتيب موضوعي، مانند آسمان، زمين، درختان، جانوران و غيره؛ 2) صيغهٴ امر واژهها (كه در تركي معمولاً ريشهٴ افعال را شامل است)؛ 3) صرف افعال؛ 4) ادات و حروف اضافه.
باز كتاب عربي ديگري در دست است بهنام كتاب حلية الانسان و حلبة اللسان راجع به